پیشینه ورود اسلام در قاره آمریکا

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

خیلی وقت پیش از قول یکی از استادانم شنیدم که اسلام، خیلی وقت پیش و در زمان خود پیامبر گرامی اسلام به منطقه قاره آمریکا رفته است و حتی آثار مسجد که مربوط با اوائل ظهور اسلام می باشد در آن کشورها پیدا شده است. حال این سوال پیش می آید که: یک: چگونه اسلام بدانجا رفته؟ با چه ابزاری حرکتی و نقلیه ای؟ دو: پس چرا پیامبر فرمود اطلبوا العلم ولو بالصین؟ اگر پیامبر می دانستند که آنطرف تر از چین هم مناطقی هست، چرا نفرمود ولو بانحاء عالم، بلکه فرمود ولو بالصین؟ و اما اخیرا هم: رجب طیب اردوغان بیاناتی داشته و اعلام کرده که معتقد است که: به نظر وی «مسلمانان قاره آمریکا را کشف» کرده‌اند. وی در ۱۵ نوامبر ۲۰۱۴ گفت: «دریانوردان مسلمان در سال ۱۱۷۸ به آمریکا رسیدند… و کریستف کلمب خود به مسجدی در بالای تپه‌ای در حاشیه سواحل کوبا اشاره کرده‌است.» بماند که او را روانی پنداشته اند، نیز بماند که شخصیتش اصولا چگونه شخصیتی است، لکن حرف، حرف درست و دقیقی است... اما الاجوبه: پیرامون سوال یک: باید گفت که همانطوری که مسلمانان به حبشه که ظاهرا کشور اتیوپی کنونی یعنی دقیقا در وسط آفریقا می باشد رفتند، به آمریکا هم رفتند... از راه دریا و یا از راه طی الارض... سخت و به دور از ذهن نیست که نبی مکرم اسلام، آنها را قوه ای عطا نموده باشد که بتوانند طی الارض نموده و به انحاء عالم سفر کنند... این اولا و ثانیا: آمریکایی های مهاجر که غالبا مسیحی اند، دینشان را از جاهای دیگر مثل اروپا آورده اند. لکن بومیهای اصیل قاره آمریکا، دینی دارند که بنا بر برخی تحقیقات، در بین ادیان غیر آسمانی، از گرایشات و تشابهات زیادی نسبت به دین اسلام برخوردارد است. حتی برخی گفته اند، نزدیک ترین دین به دین اسلام است.... درست است که اسلام در اوایل صدر اسلام به منطقه قاره آمریکا رفت، لکن به مرور زمان و با افتادن خلافت به دست نااهلان، بسیاری از امور اجتماع، ابتر ماند. از جمله این امور، اعزام مبلغان بیشتر و استمرار این حرکت نبی مکرم اسلام بوده است... لذا به مرور زمان دین آنها هم تحریف شده و از اصل و اصول خود خارج شده و به شکل کنونی در آمده است... این می رساند که اسلام بی ولایت، کشک هم نیست... نمونه اش همان اسلامی که به آمریکا رفت، لکن از آنجایی که بدون مبلغ و استمرار دهنده مسیر بود، ابتر و بی نشانه ماند. این می رساند که حوزه و مبلغان دینی، مسئولیتشان خطیر و جدی است. صرف اسلام داشتن در یک منطقه کافی نیست. باید روی اسلامشان هم کار شود و احکامشان دائما به روز رسانی شود. و اما پیرامون سوال دوم: پیامبر کلم الناس علی قدر عقولهم نموده و چون مردم آن زمان، چین را آخرین نقطه دنیا می دانستند، فرموده است: و اگر چه با سفر به چین... وگرنه پیامبر اکرم به طور اشاره ای، مطالبی دیگر را عنوان نموده اند. مثلا فرموده اند که اگر علم در ستاره ثریا باشد، مردانی از فرس یعنی کشور ایران، یافت می شوند که بدانجا می روند و آموزشش می بینند. این می رساند که اولا رفتن به ستاره ها و کرات و سیارات دیگر، محال نیست که حتی به ستاره ای که کم پیدا هم هست و گاهی از خود رونمایی می کند و نامش ثریا هم هست، می توان رفت. این عدم رونمایی ثریا، دال بر دور بودنش است. چرا که نورش دیرتر به ما می رسد. مثلا خورشید را که ما هر روز می بینیم، به خاطر نزدیک بودنش است. البته نه خیلی نزدیک که ما بسوزیم. بلکه در حدی که گرمای زمین را باعث شود. لکن هستند ستاره های غول پیکری که نورشان از بدو خلقت تا به حال، هنوز به ما نرسیده است. تازه آنهم با آن سرعتی که نور دارد. پس اگر علم خلائق به تمامی کره زمین در آن زمان، تکمیل بود، پیامبر از واژه اگر چه با سفر کردن به چین، استفاده نمی کرد. بلکه مثلا می فرمود بانحاء العالم... و یا حتی می فرمود حتی در کهشکشانهای دیگر.... و اما اینکه اولین بار آقای رجب از ترکیه این مطلب را گفته، حداقل این است که بگویم من یکی قبلش از قول اساتیدم می دانستم. پس ایشان اولین قائل به این مساله نیستند. بلکه چون ایشان تربیون به دستش بوده، توانسته حرفش را و عقیده اش را عنوان کند و به عنوان اولین نفر ثبت شود. لکن قطعا اولین نفر نیست که قائل به این کلام است.... مثل قضیه برق که همه آن را به پای ادیسون نوشته اند. در حالی که قبلش ابوعلی سینا، قبل تر از ابوعلی سینا، امام صادق و قبل تر از امام صادق، قرآن و پیامبر گرامی اسلام، همگی به وجود برق در عالم امکان، اشاره و اذعان داشته اند. لکن به هر حال و به دلایلی، آقای ادیسون در این زمینه مشهور شد و قضیه به نامش ثبت شد. اولین دلیلش این است که لامپ را ایشان اختراع کرد. لذا برق و لامپ، گاهی با همدیگر خلط و مزج می شوند و گمان می رود که ادیسون خالق برق بوده است... اصولا خیلی ها در اجتماع فرق بین اختراع و کشف را نمی دانند... پس پیداست که داشتن تریبون، خوب است و می تواند انسان را در مقاصدی الهی یاری کند. همین فضای مجازی هم فضای خوبی است که عقاید الهی و عرفانی و معرفتی و ناب تشیع ناب، به عالمیان شناسانیده شود. البته خلائق را هر چی لائق، اگر کسانی لیاقت داشته باشند، مطلب را می گیرند و هدایت می شوند. و اگر نه، که نه...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۶ساعت 10:53&nbsp توسط رضا محمدی تبار  | 

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 13:35
برچسب‌ها :